در این سبک والدین فرزندان را کنترل می کنند ولی پذیرش نمی کنند. انتظاراتشان از بچه ها بالاست ولی به انتظارات آنها پاسخ نمی دهند. این والدین مدام در حال امر و نهی و گیر دادن هستند. فرزندان این خانواده از دست والدینشان کلافه و از خانه فراری هستند. در آینده عقده ای می شوند. داشتن انتظار زیاد برای اطاعت و انقیاد، برخوردهای تنبیهکننده، نداشتن ارتباط کلامی و دوطرفه با فرزند، تشویق نکردن استقلال فرزند، توقع فرمانبرداری بدون سؤال و بدون قید و شرط!
نتیجه: فرزندان اینگونه والدین، وابسته، منفعل، با سازگاری کم، اطمینان ضعیف به خود و بدون برخورداری از کنجکاویهای مثبت ذهنی و علمی بار میآیند.
2. سبک مقتدرانه
در این سبک والدین بچه ها را کنترل می کنند ولی پذیرش در سطح بالا هم وجود دارد. از فرزندان انتظارات دارند و به انتظارات آنها هم پاسخ می دهند. این والدین قاطع ولی منصفند. به بچه ها آزادی می دهند ولی مشروط و کنترل شده است. فرزندان این والدین مسئولیت پذیر و در آینده موفقیت بیشتری کسب می کنند. قاطع، داشتن هنجارها و ارزشهای مشخص، انتظارات و توقعات متناسب با تواناییها و نیازهای تحولی کودک، بها دادن به استقلال فرزند، انجام بحثهای منطقی و روشن، توجیه منطقی مسائل و سپردن مسئولیت نهایی به فرزند.
نتیجه: فرزند؛ باکفایت، مسئول، مطمئن به خود، سازگار، خلاق و مشتاق فراگیری بارآمده و در تحصیل و مهارتهای اجتماعی مطلوب به موفقیت میرسد.
3. سبک بی تفاوت
این والدین بچه ها را پذیرش می کنند به درخواست های آنها پاسخ می دهند. نیازهای آنها را برآورده می کنند ولی هیچ گونه کنترل و نظارتی ندارند. بچه ها خودمختار می شوند و از والدین به عنوان یک سکوی پرتاپ یا منبع مالی استفاده می کنند. این فرزندان مسئولیت پذیر نمی شوند. غافل بودن از وضعیت فرزند، وقت نگذاشتن، متوجه خود بودن و هرچیز را برای خود خواستن!
نتیجه: تکانشی بارآمدن فرزند، بروز رفتارهای بزهکارانه، انحراف اخلاقی، اعتیاد به مواد مخدر، الکل و...
4.سبک آسان گیر
در این سبک والدین نه بچه ها را کنترل و نه پذیرش می کنند. نه والدین از بچه ها انتظاری دارند و بچه ها از والدین!
رابطه این والدین با فرزندان سرد و مکانیکی است و در واقع یک شکاف عمیقی ایجاد شده است. تربیت این فرزندان بر عهده منابع قدرت بیرونی از جمله گروه دوستان و مدرسه و ... می باشد. دادن آزادی زیاد، پذیرش بیقید و شرط فرزند، نداشتن هنجارها و ارزشهای معین، فقدان جهتدهی و شکلدهی رفتار فرزند و تنها حمایتکننده بودن.
نتیجه: فرزند؛ ناپخته و بدون احساس مسئولیت بار میآید، همرنگ جماعت میشود، قدرت مدیریت و رهبری پیدا نمیکند و...
برچسب:
نویسنده: آراد حکیمی